خرید بک لینک
مثل طفلی که به دست تو به راه افتادمآمدی ، توبه شکستم ، به گناه افتادم گرچه تقصیر کسی نیست ، اگر گم شده اممن به دلخواه خودم ، داخل چاه افتادم بخت ویران شده ام ، آینه ی عمر من استدل شکستم ، که به این روز سیاه افتادم همچو خورشیدی و من مانع تابیدن تو ،سایه ای تیره که بر پیکر ماه افتادم در خیالات محالم ، پــی بویـیدن توآنقدر ، یکٌه دویدم کــه به آه افتادم اندکی دیگر از این خواب مشوٌش باقیستمی رسم ، حوصله کن ! تازه به راه افتادم محسن نظری

برچسب: مثل طفلی که به دست تو به راه افتادم, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:15

بعد از تو ، حتی نیمه ی مرداد هم سرد استبعد از تو لذت بردن از هر لذتی ، درد است ای شاه دلها ، نازنین بانو ، چه می دانی؟از غصه هایی که ، گریبان گیر یک مرد است؟ من دل به دریا دادم اما ، مرده برگشتمتاوان هر دیوانه بازی ، یک عقبگرد است فرقی ندارد روز با شب ، گریه با ... هرگز !حالا برای روح تنهایی که شبگرد است تو ، غرق دنیای خودت هستی ، نمی دانیدنیا چه بی منطق، چه بی وجدان، چه نامرد است هان، راستی! این چشم هایم کاربردش چیست؟این چشمها، قبل از تماشایت چه می کرده است؟ محسن نظری

برچسب: نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:15

عشق دنیــا را برایــت ، با قـطار آورده امنازنــینم ، من برایـت ، نوبهار آورده ام تا لبان دختر پاییز ، شیریـــن تر شوداز دل پاییزی ام ، سوغات انار آورده ام ای دو چشمانم فدای قلب نا آرام تومن قرارم را به قلـــب بی قرار آورده ام هرکسی می بیندم، می پرسد این لبخند چیست؟این لب پرخنــده را از کـــوی یار آورده ام من به شوق کعبه ی رویت ، از این صحرای دردهم گذشتم ، هم هزاران پشته خار آورده ام دست پر برگشته ام ، آماده ی جنگیدنم !هان ، ببین پشت سرم را ! صد سوار آورده ام محسن نظری

برچسب: دختر پاییز,دختر پاییزی,دختر پاییزم,دختر پاییزی مهربان,دختر پاییز به انگلیسی,دختر پاییزی ما,دختر پاییز که باشی,دختر پاییز ب انگلیسی,دختر پاییز رمان,دختر پاییز شعر, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:15

هر کس در این دنیا ، برای خود غمی داردپشت نگــاهش درد و رنــج و ماتمی دارد لبخند ، تنها یک نقاب سرد و بی روح استوقتی کسی در سینه ، درد مبهمی دارد هر کس که مشتاقانه در بند جهان ماندهحتما برای خــود دلیـــل محـــکمی دارد دنیای من با منطق دنیا ، تفاوت داشتدنیا اصـــولا رحــم و انصــاف کـمی دارد خاکم ، چه در گُردان حق باشم چه در باطلهر کشته ای روی مزارش پرچمی دارد محسن نظری

برچسب: پرچم ایران,پرچم کشورها,پرچم فرانسه,پرچم آمریکا,پرچم آلمان,پرچم افغانستان,پرچم ایتالیا,پرچم,پرچم انگلیس,پرچم ايران, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش سوخته است به خدا رسم وفا نیست ، دلی را ببریکه وفا را ، خودش از محضرت آموخته است چه بگویم به خدایت ، که جهان باخبر استکه در این دل چه حریقی که برافروخته است گل من سرکش و زیباست ، دل آراست ، ولیحیف ! در سینه جفا و ستم اندوخته است قصد او چیست؟ ، که عمری به اسارت ببرد؟یوسفی را که به صد قافله نفروخته است؟ محسن نظری

برچسب: اسیره چت,اسیر,اسیر به انگلیسی,اسیره,اسیران ایرانی در سوریه,اسیره چت روم,اسیر فروغ فرخزاد,اسیر6155,اسیران داعشی,اسیر داعشی, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

این بار ، شب با خنده ات آغاز خواهد شددل ، با هجوم بوسه هایت ، باز خواهد شد حاکم تو باشی ، حکم اگر ایثار جان باشدیک شهر پیش پای تو ، سرباز خواهد شد مثل زمانی که تو رفتی و جهان یخ زدبرگشتنت هم موجب اعجاز خواهد شد وقتی که بالی نیست ، دنیا هم اگر باشدهرگز برای شاپرک ، پرواز خواهد شد ؟ از بین صد قرن و هزاران دلبر زیباتنها یکی مانند تو ، طناز خواهد شد دستور دادم عاشقانت را بسوزاننداین معصیت ، بین من و تو راز خواهد شد محسن نظری

برچسب: معصیت,معصیت چیست,معصیت را خنده,معصیت و گناه,معصیت در قران,معصیت در لغت,معصیت معنی,ترک معصیت,سفر معصیت,انواع معصیت, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

بی جهـت پای مـرا ، داخـل اخــبار نکش !هی مرا نقطه نکن ! نقشه ی پرگار نکش نفسم از تو و از زندگی ام ، سخت گرفتتوی ایوان دلم این همه سیگار نکش ! من که زندانی چشمان تو هستم ، شب و روزجان من دور و برم این همه دیوار نکش دکترم گفت : که از قلب مریضت بهراس هی مرا پشت سرت با دل بیمار ، نکش ! نیست در شهر ، کسی بی خبر از قصه ی ماپس گلم ! عاشقی ام را همه جا ، جار نکش ! یا نگو عشق تو ، سنگین شده روی کمرمیا رهایم کن و با خون جگر ، بار نکش ! شهر ما خانه ی ما هست ، ولی رفتنی ام !بعد من ، نقش مرا بر در و دیوار نکش ... محسن نظری

برچسب: شهر ما خانه ی ما,شهر ما خانه ی ماست,انشا در مورد شهر ما خانه ی ما,انشا درباره ی شهر ما خانه ی ما,داستان شهر ما خانه ی ما, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

ای عطر گیسوی تو ، عطر چای افطاری!از دردهای خفته در قلبم خبر داری؟ هی سنگ روی شانه هایم ، با غمت نگذارباری اگر از روی دوشم برنمیداری غیر از تو از دنیا چه میخواهم؟ ... فقط بشنو!پاسخ نمیخواهد که ، استفهام انکاری! با من حقیقت را بگو ، راه رهایی چیست؟ویران شدم در بند این زندان اجباری باشد ، قبول ! اصلا من از بد ، بدترم ، بانو!اما تو هم باور کنی یا نه ، خطاکاری یک عمر دل دادم ، نشد دلواپسم باشیجان میدهم این بار ، اگر یک لحظه بگذاری محسن نظری

برچسب: نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

پیش از تو قلب من ، نه فقط سرد و مرده بود ،با حرف مردم از پی هم ، تیر خورده بود بختم بلند بود و درخشان ، ... که آمدی !خوب آمدی ! وگرنه جهان ، جان سپرده بود دل ، تنگ بود و خسته ، امیدی به خود نداشتاز بس که روزهای عبث را شمرده بود با هر قدم ، که آمدی از دور ، سرنوشتپس داد ، هرچه را که از این خانه ، برده بود از شوق خنده های تو ، خونابه گریه کردچشمی که خون و خاطره در خود ، فشرده بود پایان ماجرای مرا داشت می نوشت !دنیا ، به معجزات تو ، گوشش نخورده بود ! محسن نظری

برچسب: منجیل,منجی,منجیل نیوز,منجنیق,منجیل کجاست,منجی کلیپ,منجی در ادیان مختلف,منجی موعود,منجی در ادیان,منجی عالم بشریت, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

ای آسمانِ پر شده از مهرِ بی کران !تا چند ، سایه بر من و رحمت به دیگران؟ کافیست هر چه در طلب عشق ، گم شدمیا جام می به من بده ، یا جام شوکران فریاد تلخِ من که به جایی نمی رسد !نجواست ... در شلوغیِ بازارِ مسگران تسلیم عشق می شوم این بار ... خسته اماز ماجرای کهنه ی عشّاق و دلبران دنیا مرا به هر جهت از خویش ، رانده استای مرگ ... مرد باش و مرا از خودت مران ! #محسن_نظری

برچسب: جام شوکران,جام شوکران را که نوشید,جام شوکران را نوشید,اگه جام شوکرانی,رمان جام شوکران,نوشیدن جام شوکران,نقاشی جام شوکران,معنی جام شوکران,شعر جام شوکران,داستان جام شوکران, نویسنده: سپیده میرزاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:14

صفحه بندی